صالقانی
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
صالقانی . [ ل َ ] (اِخ ) محمدبن علی بن طرخان . ازاحمدبن خلیل صالقانی روایت کند. (الانساب سمعانی ).
صالقانی . [ ل َ ] (ص نسبی ) نسبت است به صالقان . رجوع به صالقان ... شود.
صالقانی . [ ل َ ] (اِخ ) احمدبن خلیل بن منصور معروف به ابن خالویه . وی به عراق و شام شد و از قتیبةبن سعید و هارون بن سعید و ابومروان عثمانی و دیگران حدیث نوشت . از وی محمدبن علی بن طرخان صالقانی روایت کند. (الانساب سمعانی ) (معجم البلدان ).