صانقانی
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
صانقانی . [ ن ِ ] (ص نسبی ) نسبت است به صانقان . رجوع به صانقان شود.
صانقانی . [ ن ِ ] (اِخ ) ابوحمزة. ابوذرعة گوید: وی در ادب فاضل و بر جهمیه سخت گیر بود. (الانساب سمعانی ).
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
صانقانی . [ ن ِ ] (ص نسبی ) نسبت است به صانقان . رجوع به صانقان شود.
صانقانی . [ ن ِ ] (اِخ ) ابوحمزة. ابوذرعة گوید: وی در ادب فاضل و بر جهمیه سخت گیر بود. (الانساب سمعانی ).