صاهل
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
صاهل . [ هَِ ] (ع ص، اِ) نعت فاعلی از صهیل، شیهه ٔ اسب . ◄ (اصطلاح منطق ) فصل مقوم است نوع فرس را همچنان که ناطق فصل است مر انسان را و نابح کلب را و ناهق خر را. ◄ شتر که دست و پا را بسیار بر زمین زند و بگزد و بانگ نکندبهیچ یکی (کسی را نخواند) از جهت عزت نفس خود در اندرون او بانگی باشد مانند بانگ باد. (منتهی الارب ).
صاهل . [ هَِ ] (ع ص ) روزی است از ایام عرب . (معجم البلدان ).