صبر کردن
/vâže/
فرهنگ طیفی واژهدان
شکیبا بودن، منتظر ماندن، انتظار کشیدن، منتظر شدن، منتظر بودن چشم بهراه بودن، نگران بودن منتظر فرصت بودن، گوش خواباندن، ایستادن، درنگ کردن صبور بودن، آرام ماندن عمل نکردن، بیعزم بودن تحمل کردن، طاقت آوردن
/vâže/
فرهنگ طیفی واژهدان
شکیبا بودن، منتظر ماندن، انتظار کشیدن، منتظر شدن، منتظر بودن چشم بهراه بودن، نگران بودن منتظر فرصت بودن، گوش خواباندن، ایستادن، درنگ کردن صبور بودن، آرام ماندن عمل نکردن، بیعزم بودن تحمل کردن، طاقت آوردن