صبوحیان
/vâže/
لغتنامه دهخدا (نسخه SQL)
صبوحیان . [ ص َ ] (اِ مرکب ) مفرد آن صبوحی، منسوب به صبوح . صبوحی خورندگان : گرچه صبوح فوت شد کوش که پیش از آفتاب زآن می آفتاب وش یاد صبوحیان کنی . خاقانی .
/vâže/
لغتنامه دهخدا (نسخه SQL)
صبوحیان . [ ص َ ] (اِ مرکب ) مفرد آن صبوحی، منسوب به صبوح . صبوحی خورندگان : گرچه صبوح فوت شد کوش که پیش از آفتاب زآن می آفتاب وش یاد صبوحیان کنی . خاقانی .