واژه جو

صحبت پاشیده

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

صحبت پاشیده . [ ص ُ ب َ ت ِ دَ / دِ ] (ترکیب وصفی، اِ مرکب ) صحبت تمام شده . محفل از هم گسیخته : گوشه گیری با حضور دل عجایب دولتی است دانه ٔ دام هما کن صحبت پاشیده را. محسن تأثیر.

معنی صحبت پاشیده | واژه جو