صدا دادن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
صدا دادن . [ ص َ / ص ِ دَ ] (مص مرکب ) بانگ دادن . آواز دادن : چنان ز حسن تو اجزای بزم رفت ز هوش که گر صراحی می بشکنی صدا ندهد. طالب آملی (از آنندراج ). رجوع به صدا شود.
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
صدا دادن . [ ص َ / ص ِ دَ ] (مص مرکب ) بانگ دادن . آواز دادن : چنان ز حسن تو اجزای بزم رفت ز هوش که گر صراحی می بشکنی صدا ندهد. طالب آملی (از آنندراج ). رجوع به صدا شود.