صدر بار
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
صدر بار. [ ص َ رِ ] (ترکیب اضافی، اِ مرکب ) پیشگاه . بالای مجلس . صدر مجلس : در خدمت تو آمده مخدوم پیشگان بسته به صدر بار تو چون بندگان کمر. سوزنی . خورشیدوار نور دهد بر همه جهان جمشیدوار چون بنشیند به صدر بار. سوزنی . رجوع به صدر شود.