صدید
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
صدید. [ ص َ ] (ع اِ) زردآب . (منتهی الارب ) (ربنجنی ) (ترجمان علامه ٔ جرجانی ) (غیاث اللغات ) (مهذب الاسماء) : باز کافر خورد شربت از صدید هم ز قوتش زهر شد در وی پدید. مولوی . ◄ ریم . خون بریم آمیخته . خونابه . رطوبة سیالة... تستحیل الیها اللحم الفاسد. (بحر الجواهر). ◄ آب گرم دفزک . ◄ ناله . ◄ فریاد. (منتهی الارب ).
صدید. [ ص َ ] (ع مص ) بانگ و ناله کردن . (منتهی الارب ). بانگ کردن . (دهار) (ترجمان علامه ٔ جرجانی ) (تاج المصادر بیهقی ).
صدید. [ ص َ] (اِ) اسم سریانی اثمد است . (تحفه ٔ حکیم مؤمن ).