صدیع
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
صدیع. [ ص َ ] (ع اِ) شیر دوشیده ٔ سرد شده که پوست تنک مانند بر روی آن سرشیر بسته باشد. (از منتهی الارب ). اللبن الحلیب وضعته فبرد فعلته الدوایه . (قطر المحیط). ◄ بز کوهی جوان . ◄ مرد میانه خلقت . ◄ جامه که زیر زره پوشند. ◄ نیمه ٔ از هر چیز شکافته بدو نیم . ◄ گله ٔ شتر. ◄ رمه ٔ گوسفند. (منتهی الارب ) (مهذب الاسماء). ◄ بامداد. (منتهی الارب ). روشنائی صبح .(مهذب الاسماء). سپیده دم . (دهار). ◄ پیوند نو در خانه ٔ (ظَ : جامه ٔ) کهنه . (منتهی الارب ). رقعة جدید فی ثوب خلق . (قطر المحیط). ◄ هر نیمه از جامه یا چیزی دیگر دو پاره شده . (منتهی الارب ). کل نصف من ثوب او شی ٔ یُشق نصفین . (قطر المحیط).