صد
/vâže/
فرهنگ فارسی معین
(صَ) [ په. ] (اِ.) ۱- ده برابر ده (۱۰۰). ۲- خیلی زیاد. ؛ ~ تا یه غاز بی ارزش، مبتذل. ؛ ~پاره چاک چاک، پاره پاره. ؛ ~ البته به طور حتم، مسلماً، قطعاً.
(صَ دّ) [ ع. ] ۱- (مص م.) برگردانیدن. ۲- (مص ل.) اعراض کردن، دوری کردن.
در صد (صَ. دَ. صَ)( ق مر.) قطعاً، بی - شک.