صراحی کشیدن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
صراحی کشیدن . [ ص ُ ک َ / ک ِدَ ] (مص مرکب ) کنایه از صراحی نوشیدن : دل که بیابان گرفت چشم ندارد براه هر که صراحی کشید گوش ندارد به پند. سعدی . رجوع به صراحی شود.
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
صراحی کشیدن . [ ص ُ ک َ / ک ِدَ ] (مص مرکب ) کنایه از صراحی نوشیدن : دل که بیابان گرفت چشم ندارد براه هر که صراحی کشید گوش ندارد به پند. سعدی . رجوع به صراحی شود.