واژه جو

صراخ

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

صراخ . [ ص َرْ را ] (ع ص ) بسیار بانگ . ◄ (اِ) طاوس . (منتهی الارب ).

صراخ . [ ص ُ ] (ع اِ) فریاد آواز. آواز سخت . (منتهی الارب ). خروش . (مهذب الاسماء). صیاح . بانگ . آوا. ◄ (مص ) بانگ کردن . (مصادر زوزنی ) (تاج المصادر بیهقی ).

معنی صراخ | واژه جو