واژه جو

صرح ممرد

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

صرح ممرد. [ ص َ ح ِ م ُ م َرْ رَ ] (ترکیب وصفی، اِ مرکب ) قصر رخشان و ساده و هموار. (آنندراج ). ◄ کنایت از فلک است . (غیاث اللغات ) (آنندراج ) : گفتی که صرح ممرد است یا جوشن مزرد. (سندبادنامه ص ١٢١). و شعوری در لسان العجم آن را صرح ممدد ضبط کرده است .

معنی صرح ممرد | واژه جو