صرخد
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
صرخد. [ص َ خ َ ] (اِ) اسم است مر خمر را. (منتهی الارب ). و آن شراب منسوب بشهر صرخد باشد. رجوع به صرخدیة شود.
صرخد. [ ص َ خ َ ] (اِخ ) شهری چسبیده به بلاد حوران از اعمال دمشق و آن قلعه ای است حصین و ولایتی نیکو و وسیع. شراب منسوب به آن معروف است . شاعر گفته است : و لذّ کطعم الصرخدی ترکته بارض العدی من خشیة الحدثان . (معجم البلدان ). شهری است بشام و شراب را بوی منسوب کنند. (منتهی الارب ) (قاموس ).موضع بالجزیرة. (مهذب الاسماء). و در آنجا آب نیست مگر آنچه از باران در صحرا و بادیه ها جمع میشود «قمرا» و «متان » دو قریه از این شهر میباشند. (عیون الانباء ج ١ ص ٣٠٧).