صرع/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(صَ) [ ع. ] ۱- (مص م.) بر زمین زدن، افکندن. ۲- دو مصراع گردانیدن هر بیت شعر را. ۳- دو لنگه کردن.مترادفها و واژههای مرتبطحمله، غشازپایدرآمدنواژه قبلی: صرصرتکواژه بعدی: صرع زده