صرفندی
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
صرفندی . [ ص َ ف َ ] (اِخ ) ابراهیم بن اسحاق بن ابی الدرداء صرفندی انصاری مکنی به ابواسحاق . وی به دمشق از ابی عبداﷲ معاویةبن صالح اشعری و محمدبن عبدالرحمان بن اشعث و عمربن نصر عبسی و یزیدبن محمدبن عبدالصمد و ابوجعفر محمدبن یعقوب بن حبیب و ابوزرعه ٔ دمشقی و عباس بن ولید و بکاربن قتیبه و جز آنان حدیث شنید. از او ابوالحسین بن جمیع و عبداﷲبن علی بن عبدالرحمان بن ابی العجائز و شهاب بن محمدبن شهاب صوری روایت کنند. (معجم البلدان ذیل کلمه ٔ صرفندة).
صرفندی . [ ص َ ف َ ] (اِخ ) محمدبن ابراهیم بن محمدبن رواحةبن محمدبن نعمان بن بشیر انصاری . وی به دمشق از ابامهر حدیث شنید و از او ابراهیم بن اسحاق بن ابی الدرداء و ابوبکر محمدبن یوسف روایت کنند. (معجم البلدان ذیل صرفندة).
صرفندی . [ ص َ ف َ] (ص نسبی ) نسبت است بصرفندة. رجوع بدان لغت شود.