صرفنظر کردن
/vâže/
فرهنگ طیفی واژهدان
چشمپوشی کردن، منصرف شدن، بازگشتن، ول کردن، رها کردن، واگذار کردن، بریدن، ترک کردن نادیده گرفتن باقی گذاشتن، واگذاشتن، بهامان خدا گذاشتن (ول کردن) انصراف دادن، تغییر عقیده دادن
/vâže/
فرهنگ طیفی واژهدان
چشمپوشی کردن، منصرف شدن، بازگشتن، ول کردن، رها کردن، واگذار کردن، بریدن، ترک کردن نادیده گرفتن باقی گذاشتن، واگذاشتن، بهامان خدا گذاشتن (ول کردن) انصراف دادن، تغییر عقیده دادن