واژه جو

صرواح

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

صرواح . [ ص ِ ] (اِخ ) حصاری است در یمن در نزدیکی مأرب . گویند از بناهای سلیمان بن داود است . ابن درید در امالی خویش از شاعری آورده است : حل ّ صرواح فابتنی فی ذراه حیث اعلی شعافه محرابا... (معجم البلدان ). حصنی است به یمن بناکرده ٔ دیوی از برای بلقیس . (منتهی الارب ).

معنی صرواح | واژه جو