واژه جو

صعب العلاج

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

صعب العلاج . [ ص َ بُل ْ ع ِ ] (ع ص مرکب ) دشوار درمان پذیر. بیماریی که به آسانی به نشود. مرضی که بزودی درمان نیابد و معالجه ٔ آن دشوار باشد.

معنی صعب العلاج | واژه جو