صعب العلاج/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهواژگان فارسی سره واژهدانواژگان فارسی سره واژهدانسخت درمان، سخت، دشوار درمان، درمان ناپذیر، بیدرمانواژه قبلی: صعب العبورواژه بعدی: صعب الوصول