واژه جو

صغدی

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

صغدی . [ ص ُ ] (ص نسبی ) نسبت است به صغد، سغد. رجوع به سغدی شود.

صغدی . [ ص ُ ] (اِخ ) صالح بن عمران . رجوع به صالح بن عمران سغدی شود.

معنی صغدی | واژه جو