صقال
/vâže/
فرهنگ فارسی معین
(ص قُ) [ ع. ] (ص.) آن که آهن را روشن کند؛ روشنگر.
(ص) [ ع. ] ۱- (مص م.) زدودن شمشیر و آینه و جز آن، صیقل زدن. ۲- (اِمص.) زدودگی، جلا.
/vâže/
فرهنگ فارسی معین
(ص قُ) [ ع. ] (ص.) آن که آهن را روشن کند؛ روشنگر.
(ص) [ ع. ] ۱- (مص م.) زدودن شمشیر و آینه و جز آن، صیقل زدن. ۲- (اِمص.) زدودگی، جلا.