صلم
/vâže/
فرهنگ فارسی معین
(صَ) [ ع. ] (اِمص.) ۱- بریدگی، قطع (گوش و بینی). ۲- در علم عروض اسقاط وتد مفعولات است، «مفمو» بماند. «فع لن» به جای آن بنهند و فع لن چون از مفعولات خیزد، آن را «اصلم» خوانند.
/vâže/
فرهنگ فارسی معین
(صَ) [ ع. ] (اِمص.) ۱- بریدگی، قطع (گوش و بینی). ۲- در علم عروض اسقاط وتد مفعولات است، «مفمو» بماند. «فع لن» به جای آن بنهند و فع لن چون از مفعولات خیزد، آن را «اصلم» خوانند.