واژه جو

صمالیخ

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

صمالیخ . [ ص َ ] (ع اِ) بیخ گیاه نصی که باریک باشد. (منتهی الارب ). صمالیخ النصی ما رق من نبات اصوله . (اقرب الموارد).

صمالیخ . [ ص َ ] (ع اِ) ج ِ صِملاخ و صُملوخ . (قطر المحیط). رجوع بدان کلمات شود.

معنی صمالیخ | واژه جو