صمکمک
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
صمکمک . [ ص َم َ م َ ] (ع ص ) آنکه بوی بد داشته باشد. ◄ توانا. ◄ استوار. ◄ (اِ) آب که از دلو چکد و متغیر شود بوی آن . (منتهی الارب ).
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
صمکمک . [ ص َم َ م َ ] (ع ص ) آنکه بوی بد داشته باشد. ◄ توانا. ◄ استوار. ◄ (اِ) آب که از دلو چکد و متغیر شود بوی آن . (منتهی الارب ).