صنار
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
صنار. [ ص ِن ْ نا ] (اِخ ) موضعی است به دیار کلب در نواحی شام . (معجم البلدان ).
صنار. [ ص ِ ] (معرب، اِ) معرب چنار است و آن درختی باشد معروف . (برهان ). چنار. (منتهی الارب ) (مهذب الاسماء). دُلب . در اقرب الموارد این لغت را به تشدید نون ضبط کرده است . رجوع به چنار شود. ◄ سر دوک . (منتهی الارب ).
صنار. [ ص َن ْ نا ] (اِ) در تداول عامه، مخفف صد دینار است و آن سکه ای بود از مس معادل دو شاهی و ده عدد آن یک قران (یک ریال ) و سالها رائج بود. تاریخ انتشار آن بطور دقیق معلوم نیست، ولی آنچه مسلم است اینکه در سال ١٣١٩ هَ . ق . جریان داشته ؛ سپس طبق پیشنهاد شماره ٢٢٧٧ وزارت دارائی و تصویبنامه ٔ هیئت وزیران ١٦/١/٣١ از اول تیر ماه ١٣١٦ هَ . ش . از جریان خارج شده است، ولی ادامه ٔ جریانش تا سنوات ١٣٢٤ و ١٣٢٥ هَ . ق . باقی بوده است .