صنبر
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
صنبر. [ صَم ْ ب َ ] (ع ص ) سست و باریک از هر چیزی . (منتهی الارب ).
صنبر. [ ص ِن ْ ن َ / ص ِن ْ ن ِ ] (ع اِ) باد سرد یا باد سرد در ابر. (منتهی الارب ). ◄ روز دوم از روزهای عجوز. (منتهی الارب ) (مهذب الاسماء). ◄ شدت سرما. (منتهی الارب ). ♦ غَداةُ صنبر ؛ صبح سردو صبح گرم، ضد است . (منتهی الارب ) (قطر المحیط) (اقرب الموارد).
صنبر. [ صَم ْ ب َ ] (اِخ ) کوهی است مذکور در شعر بحتری . (معجم البلدان ).