صندق
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
صندق . [ ص َ دُ ] (ع اِ) مخفف صَندوق که در عربی صُندوق و در فارسی بفتح اول متداول است : دخت ظهور غیب احد احمد ناموس حق و صندق اسرارش . ناصرخسرو. رجوع به صندوق شود.
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
صندق . [ ص َ دُ ] (ع اِ) مخفف صَندوق که در عربی صُندوق و در فارسی بفتح اول متداول است : دخت ظهور غیب احد احمد ناموس حق و صندق اسرارش . ناصرخسرو. رجوع به صندوق شود.