واژه جو

صنعا

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

صنعا. [ ص ُ عُل ْ لاه ] (اِخ ) ابن ابراهیم مؤلف کشف الظنون نویسد: وی پس از سال ١٠٥٠ هَ . ق . درگذشت . او راست : شرحی بر خمریه ٔ ابن فارض . (کشف الظنون ذیل قصیده ٔ ابن فارض ).

معنی صنعا | واژه جو