واژه جو

صنعت کردن

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا

(~. کَ دَ) [ ع - فا. ] (مص ل.)<BR>۱- ظاهرسازی کردن، حیله کردن.<BR>۲- بازی کردن.<br>

فرهنگ فارسی معین

(~. کَ دَ) [ ع - فا. ] (مص ل.) ۱- ظاهرسازی کردن، حیله کردن. ۲- بازی کردن.

معنی صنعت کردن | واژه جو