صهابی
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
صهابی . [ ص ُ بی ی ] (ع ص ) جمل صهابی : اصهب اللون ؛ یعنی شتر که سپیدی وی را بسرخی آمیخته باشد. ◄ پشم که سپیدی آنرا سرخی آمیخته باشد. ◄ چیز بسیار که کم نشده باشد.الوافر الذی لم ینقص . (اقرب الموارد). ◄ مردی که او را دفتر حساب نبوده باشد. (منتهی الارب ). الرجل لادیوان له . (اقرب الموارد). ◄ چهارپائی که صدقه ٔ آن نگرفته باشند. (منتهی الارب ). النعم لم تأخذ صدقته . (اقرب الموارد). ◄ سخت از هر چیزی . (منتهی الارب ). الشدید. (اقرب الموارد).