صوابرای
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
صوابرای . [ ص َ ] (ص مرکب ) آنکه رأی او صائب باشد. درست فکر. راست فکر. درست اندیشه . بخرد. با خرد : گویند مرا صوابرایان بهوش چون دست نمیرسد بخرسندی کوش . سعدی . رجوع به صوابرائی شود.
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
صوابرای . [ ص َ ] (ص مرکب ) آنکه رأی او صائب باشد. درست فکر. راست فکر. درست اندیشه . بخرد. با خرد : گویند مرا صوابرایان بهوش چون دست نمیرسد بخرسندی کوش . سعدی . رجوع به صوابرائی شود.