صورت کردن/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(~. کَ دَ) [ ع - فا. ] (مص م.) به وهم انداختن، به گمان انداختن.واژه قبلی: صورت دادنواژه بعدی: صورتگر