صولت کردن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
صولت کردن . [ ص َ / صُو ل َ ک َ دَ ] (مص مرکب ) خشم کردن . تندی کردن : تو جفا کنی و صولت، دگران دعای دولت نه عجب بدین لطافت که تو پادشاه داری . سعدی . رجوع به صولت شود.
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
صولت کردن . [ ص َ / صُو ل َ ک َ دَ ] (مص مرکب ) خشم کردن . تندی کردن : تو جفا کنی و صولت، دگران دعای دولت نه عجب بدین لطافت که تو پادشاه داری . سعدی . رجوع به صولت شود.