صیرف
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(صَ رَ) [ ع. ] (ص.)۱ - صراف.<BR>۲- حیله گر.<br>
فرهنگ فارسی معین
(صَ رَ) [ ع. ] (ص.)۱ - صراف. ۲- حیله گر.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
صیرف . [ ص َ رَ ] (ع ص ) مرد محتال و چاره گر تصرف کننده در کارها. (منتهی الارب ). مرد محتال . (دهار). چاره گر. حیله گر. و رجوع به صیرفی شود. ◄ درم سره کننده . (منتهی الارب ). صراف . (مهذب الاسماء). صیرفی . رجوع به صیرفی شود.