صیص
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
صیص . (ع اِ) خرمای بلایه که دانه ٔ وی سخت نشود. (منتهی الارب ). شیص . تمر لایشتد نواه . (اقرب الموارد). ◄ پوست تخم حنظل است که در آن مغزی نباشد. (فهرست مخزن الادویه ).
صیص . [ ص َ ی َ ](ع مص ) خرمای بلایه آوردن خرمابن . (اقرب الموارد).