صیغه
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
صیغه . [ غ َ /غ ِ ] (از ع اِ) متعه . در تداول عوام، و عرف فقها، زنی است که او را به عقد انقطاع گیرند برای مدتی کوتاه یا دراز و محدود نه دائمی و همیشگی با ذکر مهر و آنرا شرایط و احکام خاصی است . از جمله آنکه زن صیغه را طلاق نیست و چون مدت معین او بسر آید از شوی خویش بریده گردد و او را از مال شوی و شوی را از مال وی ارث نیست مگر با شرط وعده ٔ او دو طهر است : چنان رسم بد در جهان رو نهفت که بی صیغه مرغان نگردند جفت . شفیع اثر(از آنندراج ). ♦ امثال : مگر ما از صیغه ایم و شما از عقدی .