صیفی
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
صیفی . [ ص َ ] (اِخ ) ابن عامر الاوسی، مکنی به ابوقیس و ابن الاسلت . شاعری جاهلی و از حکمای عرب و رئیس و خطیب و سالار جنگ مردم اوس بود. بتان را ناخوش داشت و چون اسلام ظاهر گشت نزد رسول خدا شد و در پذیرفتن اسلام درنگی کرد و پیش از آنکه مسلمان شود بسال ٦٢٢ م . و ١ هَ . ق . درگذشت . (الاعلام زرکلی ص ٤٣٧).
صیفی . [ ص َ ] (اِخ ) ابن رباع . ملقب به ذوالحکم . پدر اکثم بن صیفی است . رجوع به ذوالحکم شود.
صیفی . [ ص َ ] (اِخ ) ابن ربعی، مکنی به ابوهاشم محدث است .