ضاجع
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
ضاجع. [ ج ِ ] (اِخ ) رودباری است در پائین حره ٔ بنی سلیم . (منتهی الارب ) (معجم البلدان ). ◄ موضعی است . (منتهی الارب ).
ضاجع. [ ج ِ ] (ع ص، اِ) جای خم وادی . ج، ضواجع. ◄ گول . (منتهی الارب ). نادان . (منتخب اللغات ). ◄ ستاره ٔ مایل بغروب . (منتهی الارب ) (منتخب اللغات ). ◄ مرد بر پهلو خوابیده . ◄ کاهل بسیار خسبنده و ملازم خانه و مقیم در آن بجهت عجز یا بزرگی . (منتهی الارب ). ج، ضواجع.