ضاجع/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(جِ) [ ع. ] (اِفا.)۱ - مرد بر پهلو خوابیده. ۲- کاهل بسیار خسبنده. ج. ضواجع.واژه قبلی: ضاجرواژه بعدی: ضاحک