ضاحی
/vâže/
لغتنامه دهخدا (نسخه SQL)
ضاحی . (ع ص ) پیدا. گشاده : مکان ضاح ؛ جای ظاهر و بارز. (منتهی الارب ). ◄ برآمده (روز).
ضاحی . (اِخ ) رودباری است هذیل را. (معجم البلدان ).
ضاحی . (اِخ )ریگزاری است در جانب سَلمی غربی و در آن آبی است بنام محرَمة و آب دیگری بنام اَثیب . (معجم البلدان ).
فرهنگ نامهای فارسی
نام فارسی