ضامز
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
ضامز. [ م ِ ] (ع ص ) رجل ٌ ضامِز؛ مرد خاموش و بازایستاده از چیزی . (منتهی الارب ). خاموش . ◄ آهسته . (منتهی الارب ). ◄ بعیرٌ ضامز؛ شتر که دبه از دهان بیرون نیارد. (منتهی الارب ). شتری که شقشقه از دهان بیرون نکند. (منتخب اللغات ).