ضجعم
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
ضجعم . [ ض ُ ع ُ / ض َ ع َ ] (اِخ ) پدربطنی از قضاعه، و فرزندان او را ضَجاعمة گویند. ج، ضجاعم یا ضَجاعمة، و ایشان پادشاهان شام بودند (و الهاء للنسبة). (منتهی الارب ) (الاعلام زرکلی ج ٢ ص ٤٣٨).
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
ضجعم . [ ض ُ ع ُ / ض َ ع َ ] (اِخ ) پدربطنی از قضاعه، و فرزندان او را ضَجاعمة گویند. ج، ضجاعم یا ضَجاعمة، و ایشان پادشاهان شام بودند (و الهاء للنسبة). (منتهی الارب ) (الاعلام زرکلی ج ٢ ص ٤٣٨).