واژه جو

ضداد

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

ضداد. [ ض َ ] (اِخ ) نخلستانی است بنی یشکر را به یمامه . (معجم البلدان ).

معنی ضداد | واژه جو