ضدیت کردن
/vâže/
فرهنگ طیفی واژهدان
راندن، مخالف بودن، منافی بودن، ستیز کردن، ساز مخالف زدن، دست رد بهسینه کسی زدن، ادا در آوردن لج کردن، عناد ورزیدن، مخالفت کردن تباین داشتن، اختلاف و ضدیت داشتن، مغایر بودن مقابله کردن، مقاومت کردن، اکراه داشتن، محکم ایستادن، رد کردن، اعتراض کردن، برخوردکردن، تقبیح کردن نفی کردن، تکذیب کردن، انکار کردن، باطل کردن، منع کردن بهمبارزه طلبیدن