ضرب زن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
ضرب زن . [ ض َ زَ ] (نف مرکب ) زننده با ضربت . زخم زننده . ◄ (اِ مرکب ) نوعی توپ . (فرهنگ نظام ). و گوید این لفظ در عالم آرای عباسی نیز آمده است : موازی صد توپ ضرب زن ... بتصرف توپچیان شاه عباس درآمد. (روضةالصفا ج ٨).