ضروس
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
ضروس . [ ض َ ] (ع ص ) شتر ماده ٔ بدخو گزنده دوشنده را. (منتهی الارب ). اشتر که دندان کُنَد دوشنده را. (مهذب الاسماء). ناقه که گاه دوشیدن بگزد. گزنده . (منتخب اللغات ). ◄ ماده شتر که در نو زادن بگزد (؟). (منتهی الارب ) (منتخب اللغات ). ◄ آن کس که تیرهاء قمار بگرداند. ◄ شدید. (مهذب الاسماء): حرب ضروس ؛ حرب مهلکة.
ضروس . [ ض ُ ] (اِخ ) ذوضروس ؛ لقب شمشیر ذی کنعان حمیری که در آن نوشته بود «انا ذوضروس قاتلت ُ عاداً وثمود باست من کنت ُ معه و لم ینتصر». (منتهی الارب ).
ضروس . [ ض ُ ] (ع اِ) ج ِ ضِرس . (منتهی الارب ).