ضریس
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
ضریس . [ ض ُرْ رَ ] (ع اِ) تیهو. طیهوج .
ضریس . [ ض َ ] (ع ص، اِ) چاه به سنگ برزیده . (مهذب الاسماء). چاه به سنگ برآورده . (منتخب اللغات ). چاه گرداگرد از سنگ برآورده . ◄ مهره های پشت . (منتهی الارب ). مهره ٔ استخوانهای پشت . (منتخب اللغات ). ◄ سخت گرسنه . (منتهی الارب ) (منتخب اللغات ). ج، ضَراسی . ◄ خرما. (منتهی الارب ). ◄ غوره ٔ خرما. ◄ نان کعک آمیخته . گویند: اضرسنا من ضریسک ؛ ای التمر و البسر و الکعک . (منتهی الارب ).
ضریس . [ ض ُ رَ ] (اِخ ) نام مردی از قبیله ٔ بنی بکر که در وقعه ٔ العظالی کشته شد. (عقد الفرید ج ٦ ص ٥٤).