ضعیف کردن
/vâže/
فرهنگ طیفی واژهدان
سست کردن، تضعیف کردن، هرزکردن، جدا کردن له کردن، نرم کردن فلجکردن، شلکردن، ازکارانداختن دندان چیزی را کشیدن، کند کردن [تیزی] کاستن رقیق کردن، آمیختن خنثا کردن، تقابل داشتن ساقطکردن، بیاعتبارکردن، لغو کردن درهم شکستن، تباه کردن صدمهزدن، آسیب زدن آهک کردن